ق یا گ!؟

 زبان ترکی یکی از زبان های با قاعده دنیاست. با توجه به قدمت و اصالت، این زبان در طول دوره های مختلف زبان شاهان، درباریان و حاکمان بوده است. از این دیدگاه به لحاظ قلمرو کاربردی پیوسته به صورت رسمي و تخصصی مورد استفاده واقع شده است. همین استفاده های تخصصی که عمدتاْ از طریق دستگاه حکومتی یا تجار و بازرگانان صورت می گرفت، واژه های مختلفی را بنا به اقتضای شرایط از طریق ابداع و تولید(Creativity) يا استقراض(Borrowing) وارد زبان تركي كرده است. يك اصل زبانشناسي كه Grover Hudson در كتاب "مقدمه اي بر علم زبانشناسي" خود و جورج يول نيز بر همين موضوع اشاره داشته اند. امري كه در تعاملات جوامع انساني بسيار رايج و معمول مي باشد...

ادامه نوشته

نماز جماعت

در دوران نوجوانی نماز مغرب و عشاء را در مسجد جامع روستایمان که تازه توسط اهالی نوسازی شده بود، پشت سر روحانی روستا می خواندیم. روحانی روستا مردی ساده و دین مدار بود. از سیاست و ریاست معمول بهره ای نبرده بود. با علاقه تمام احکام شریعت را برای مردم بازگو می کرد. بخاطر صفای باطنی اش مردم دوستش داشتند. اگر چه اقبال عمومی برای نماز جماعت کم بود، اما همه به نوعی احترام روحانی را نگه می داشتند. آن زمان که من در سن نوجوانی بودم، کم سن ترین و جوانترین عضو نماز جماعت بودم. نماز جماعت هم در زمستان با حضور ۲۰ الی ۳۰ نفر برگزار می شد، اما در تابستان حاضرین کمتر می شدند، اما نماز جماعت هر روز دایر بود. من هم از اینکه جوانترین عضو مسجد بودم از این موقعیتم لذت می بردم. در گذر زمان تعدادی از دوستان مسجدی بخاطر کهولت سن از دنیا رفتند و من هم بعد از تحصیلات و ورود به دنیای کار و زندگی دستم از فیض نماز جماعت بی ریای روستایم کوتاه شد. تا اینکه امروز به همان مسجد رفتم. جای خوشحالی داشت، مسجد پر از فرشهای رنگینِ دست بافت شده بود. امکانات رفاهی و گرمایشی عالی بود.اما، دلم شکست از اینکه دیدم بعد از ۱۷ سال دوباره من امروز جوانترین عضو نمازگزار فرادای روستایم شدم.

 مسلخ بندگی

سنت قربانی کردن ريشه در دوران بسیار کهن تاريخ بشری دارد. انسان اوليه كه از فهم طبيعت عاجز مانده بود، براي به دست آوردن ترحم خدايان دست به قرباني كردن انسانها و حيوانات مي زد. اين رسم نزد همه ملل و اديان با روشها و نامهاي مختلفي در مناسبتهاي ويژه موجود بوده است. قرباني كردن براي رفع بلاياي طبيعي، باران، زلزله، خشم خدايان و ...

ادامه نوشته

 آرزوی دختر رعیت

دختر رعيت بزرگ شده بود. او هم مثل دختران دم بخت ديگر آرزوي پوشيدن لباس سفيد عروسي را داشت. جوانان روستا شيفته ي دختر رعيت شده بودند. هر كدام پنهان از چشم رقيب، ريش سفيد و گيس سفيدي را به خواستگاري دختر رعيت مي فرستادند تا شايد حرمت ريش سفيد دختر را دمساز او گرداند. رعيت نيز كه حكم شريعت را محترم مي شمرد پيوسته به فكر عمل به اين سنت زيبا بود. آن سال كه به شوق عروسي دختر سرسختانه سرِ زمين روز و شب نمي شناخت از بخت بدش خشكسالي شد. محصول آن سال رعيت را شرمنده ريش سفيدان و بخت دختر عزيزش كرد. آخر، سال قبل هم محصول را آفت زده بود و همين داستان تكرار شده بود. دختران دم بختِ هم سن و سال دختر رعيت ...

ادامه نوشته

نگاهی گذرا به شهرستان سراب

شهرستان سراب با مساحت 3560 كيلومتر مربع در جنوبشرقي استان آذربايجانشرقي واقع گرديده است. اين شهرستان از شمال به شهرستان هاي مشكين شهر و هريس، از شرق به استان اردبيل، از جنوب به شهرستان ميانه و از غرب به شهرستان بستان آباد محدود است. ارتفاع اين شهرستان از سطح دريا 1650 متر مي باشد. مساحت شهرستان 6/7 درصد كل مساحت استان را تشكيل مي دهد كه از اين لحاظ در رده ششم استاني قرار دارد.

جغرافياي طبيعي شهرستان سراب

آب و هوا

شهرستان سراب به واسطه قرار گرفتن مابين دو رشته كوه بزقوش در جنوب و ارتفاعات سبلان در شمال داراي آب و هوايي سرد و كوهستاني است كه در تابستان معتدل و در زمستان داراي ...  

ادامه نوشته

 کوروش کبیر

هفتم مهر ماه پیامکی را از یکی از دوستانم دریافت کردم که در آن سالروز تولد کوروش کبیر را برایم تبریک گفته بود. من تا آن روز از چنین روز بزرگی اطلاع نداشتم، اما نقطه عطفی شد تا من هم در سطوری اندک یادی از بزرگ مرد آفریننده تمدن ملتی بزرگ و تاریخ ساز یادی کرده باشم.

 ۲۵ قرن پیش در ارتفاعات جنوب ایران که برای همه ناشناخته بود کودکی به دنیا آمد. گویی مادر این نوزاد منتظر ادای دین خود به تاریخ بشری بود. همین که کودک تحویل دنیای انسانی شد، مادر دنیا را وداع گفت و نوزاد تنها و بی مادر در سرزمینی ناآشنا به دنیای در حال تغییر و پیشرفت، در دستان خویشان و دایگان بیخبر از همه چیز کوروش نامیده شد و سیر طبیعی رشد خویش را آغاز نمود. چه کسی میدانست که این طفل محروم از مادر می خواهد سرپرست مادران قهرمان پرور شود و تمدنی بزرگ را از همان سرزمین ناشناخته شروع و جهانی نماید. کودک تحت آموزش مهتری بنام اِمبا که اهل گرگان بود شروع به رشد و تربیت نمود.

کوروش در جوانی بسیار زیرک و پر تخیل بود. سوارکاری ماهر بود که اسبهای نسیانی را که مختص رزم آوران دلیر بود، علیرغم سن کم اش سوار می شد. پیشرفت کوروش در سرزمین شرق که ...

ادامه نوشته