پاييز شاعرانه ترين فصلِ سال است. اين شاعرِ ساكتِ پرغوغا هزار رنگِ زيبا دارد. هر رنگي حاوي پيامي و كلامي در نهان خود مي باشد. اما، اين هزار رنگي نشانِ بي ثباتي پاييز نيست، بلكه نشان از خودنمايي صادقانه ذات در رسيدن به مقصود نهايي است، استحاله در رنگي واقعي. عرياني طبيعت در اين فصل زيباست. هر چه از پلشتيِ ظاهري در نهاد طبيعت خودنمايي كرده است ذايل مي گردد، و ذات راستينِ طبيعت بي هيچ حايلي نمايان مي شود. كثرت رنگها در وحدتي از حقيقت اجماع كرده و فنايِ وجود به سوي ذات حقيقي را در پيش مي گيرند.

در اين دنياي بزرگ برخي از آدمهاي كوچك نيز همچون ظاهرِ پاييز چندين رنگ به خود مي گيرند. هر رنگي به فراخور موقعيتي خاص و در مقام شخصيتي متظاهر. اما، رنگين بودن آدمها نشان از رهنموني بسوي ظهور ذات واقعي نيست، بلكه نشان از بي ثباتي آدمي دارد. در هر مسندي به رنگي. صداقت در بين رنگها تنها رنگي است كه رو باخته است. اجماع خاص در آن غير ممكن است. سياهي تنها پوشش نهايي رنگهاي آدمهاي رنگين رفتار است. افراد رنگ پذير كه در مقابل هر مسندي رنگي خاص به خود مي گيرند و زبان به لفاظي مي گشايند، القاب و عناوين ساختگي را جهت تحميلِ عقيده بر مخاطبِ ساده نگر القا مي كنند. اين افراد جهت گريز از فريبندگيِ پوچِ زمان رنگ مكان به خود مي گيرند تا به دست آورند آنچه را كه استعداد و استحقاقش را ندارند. هميشه مخاطبانِ ساده نگرِ ظاهر بين ملعبه يِ لفاظيِ زشت افراد رنگين رفتار هستند. مخاطبان ضعيف و ظاهربين افراد رنگين رفتار متملق را افرادي با روابط عمومي بالا مي شناسند و در اندك زماني پي به عجزِ شناختيِ خود برده و گاهي نيز شرمگين از خود مي گردند. آدم هاي رنگين رفتار جهت خودنمايي در موقعيت هاي مختلف كه نياز به رنگ پذيري دارند تن به مذلت همبستگيِ ساختگي مي دهند، و شرافت شريف انساني را در قعر ذلت وجودي نابود مي سازند. اگرچه جامعه امروز پذيراي رنگ پذيريِ ساختگي آدمي است، اما سرشتِ پاك نهادِ آدمي از آن همواره گريزان است.

 پاييز زيباست. بايد صداقت و رنگ بازيِ حقيقي را از پاييز آموخت و از آنتون چخوف روسي كه مي گفت: بياييد آدمي باشيم كه با همه يكسان رفتار كنيم، تا به همبستگيِ ساختگي نياز پيدا نكنيم.